أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
380
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
اين مرد كه خداوند بوستان را بود يار خود را گفت : من بمال از تو بيشترم و بخدم و حشم از تو عزيزترم [ وَ دَخَلَ جَنَّتَهُ ] و در بوستان خود رفت و حال آن بود كه ظالم نفس خود بود گفت : من نمىپندارم و گمان نمىبرم كه اين بوستان هرگز هلاك شود و يا بىبر گردد ، و نمىپندارم كه قيامتى خواهد بود و قيامت برخواهد خاست ، و اگر چنانست كه شما ميگوئيد كه : ما را بعثى و نشورى خواهد بود و ما را بخداى تعالى مرجعى و مردّى هست و مرا برانگيزند و بآخرت برند ؛ من بازگشت خود را آنجا بهتر يابم از آنكه اينجا هست و كار من نيكوتر از كار تو باشد . [ سوره الكهف ( 18 ) : آيات 37 تا 40 ] قالَ لَهُ صاحِبُهُ وَ هُوَ يُحاوِرُهُ أَ كَفَرْتَ بِالَّذِي خَلَقَكَ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ سَوَّاكَ رَجُلاً ( 37 ) لكِنَّا هُوَ اللَّهُ رَبِّي وَ لا أُشْرِكُ بِرَبِّي أَحَداً ( 38 ) وَ لَوْ لا إِذْ دَخَلْتَ جَنَّتَكَ قُلْتَ ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلاَّ بِاللَّهِ إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْكَ مالاً وَ وَلَداً ( 39 ) فَعَسى رَبِّي أَنْ يُؤْتِيَنِ خَيْراً مِنْ جَنَّتِكَ وَ يُرْسِلَ عَلَيْها حُسْباناً مِنَ السَّماءِ فَتُصْبِحَ صَعِيداً زَلَقاً ( 40 ) گفت او را يار و رفيق او و برادر مسلمان او ؛ و حال آن بود كه با او سخن ميگفت و مناظره ميكرد كه : آيا كافر شدى به آن خداى كه ترا از خاك بيافريد يعنى پدر ترا آدم عليه السلام « 1 » پس آنگه از نطفهء كه آب مرد است و از غذا حاصل مىشود ترا بيافريد و راست گردانيد مردى راست خلق و راست قامت و اين آفرينش بتدريج براى آن كرد تا بدانند كه اين فعل قادرى مختار است و بطبع نبوده است كه اگر بطبع بودى بيك دفعه بودى چنان كه كتابت بقالب كه بيكبار برآيد « 2 » . [ لكِنَّا « 3 » هُوَ اللَّهُ رَبِّي ] ليكن مرا امر و شأن آنست كه اللّه آفريدگار و پروردگار منست با خداى خود هيچ كس را انباز
--> ( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « كه ترا از خاك بيافريد يعنى اصل ترا كه آدم بود و قول ديگر آنكه آب نطفه از طعامى و غذائى بود كه از خاك رويد پس اصل نطفه از خاك بوده باشد » . ( 2 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) باضافهء : « و أمّا آنكه به اختيار فاعل بود حرف حرف در وجود آيد بحسب ارادت » . ( 3 ) - ابو الفتوح ( ره ) نسبت بتركيب [ لكنّا ] كلامى دارد هر كه طالب باشد به آن جا مراجعه كند .